|
وبلاگ باران
|
||
|
اس ام اس رایگان |
مطالبی که در این مقاله در اختیار شما قرار می دهم، تنها مربوط به تازه دامادها و نوعروس ها نیست، بلکه برای هر زن و مردی که می خواهند از به وجود آمدن کسالت و رکود در ارتباط خود پرهیز کنند، کاربرد دارد. در مواقعی، همه ما احساس می کنیم که زندگی مشترکمان خارج از نظم و هماهنگی گذشته می شود.
به نظر می رسد که اغلب خانم ها و آقایون در چند ماه بعد از ماه عسل خود احساس دلتنگی می کنند. آیا این افت در رابطه، قابل اجتناب می باشد؟ اگر نکات زیر را رعایت کنید به طور حتم قابل پیشگیری می باشند.
اصل#1: عصبانیت خود را برای مدت طولانی ادامه ندهید
"مريم" و "علي" تا نیمه های شب با هم بحث و مشاجره می کردند. سرانجام هر دو آنقدر خسته و خواب آلود شدند که توانایی ادامه بحث را نداشتند. زمانی که به تخت خواب رفتند، هر یک با زبان خود گلوله ای آتشین را به سوی دیگری پرتاب می کرد و هر کدامشان می خواستند حرف آخر از زبان خودش در آید؛ در همین حال هر دو به خواب فرو رفتند.
....عـلــت این که چرا نمی تونیم باهاشون زندگی کنیم تا حدود بسیار زیادی به این مطلب بر میگرده کــه اونها کامل و بی عـیـب نیـــستند. من از روی تحلیل های بسیار زیاد 10 نمـونــه از کارهای خانم ها رو کشف کردم که آقایون رو واقـعا کفری می کـنـــه و باعث میشه که مردها به سر حد
جنون برسند.
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 10
ـــــــــــــــــــــــ
خانم ها وانمود می کنند که پاک و معصوم هستند
حـتـی اگـر یک بمب اتم نـیز از آسمان به زمین برخورد کند آنها از سر جای خود تکان نمی خورند مثل این است که با مــردمک چشم خود به صفحه تلویزیون چسبیده اند. البته اگـرچـه تــمام مردها دارای چنین خصوصیاتی نیستند، اما تعداد بسیار زیادی از آقایون این کارها را انجام می دهنـد. واقعا عجیبه!
زماني که بالاخره برای رفتن به رختخواب آماده می شوم و با خستگی تمام خود را به سمت حمام می کشانم وقتی می خواهم بنشینم چیزی جز یک لبه سرد سرامیکی وجود ندارد. خدای من سر صندلی حمام چه بلایی آمده است؟ متشکرم عزیزم!
پاسخ این هفته را اختصاص دادیم به نامه خانمی که رابطه دو ساله او با نامزدش در حال بر هم خوردن است. او تصور می کند که راه دست یابی به قلب خانم ها از گوششان می گذرد و متاسفانه هیچ گاه نامزدش حرف هایی که را که او انتظار شنیدنش را دارد، نمی زند.
سوال خواننده:
مشاور عزیز،
من و همسرم الان تقریبا نزدیک به دو سال است که با هم نامزد کرده ایم. او بسیار دوست داشتنی، مودب، مهربان، خونگرم و بامزه است. او همچنین همواره از یک "سیستم منسجم ارزشی" که مورد تایید شما نیز هست، برای دوست داشتن استفاده می کند و مشکلی در این رابطه ندارد. من کاملا با نظریات شما موافق هستم اما در میان آنها به نکته ای برخوردم که کمی برایم ابهام ایجاد کرده.
به نظر می رسد که عبارت " خانم ها عاشق چالش هستند" مبنای نصایح شما در امر دوست داشتن می باشد. با در نظر گرفتن این جمله، شما همیشه به آقایون گوشزد می کنید که در آغاز ارتباط حرف های عاشقانه نزده و بیش از اندازه از خانم ها تعریف و تمجید نکنند. من تا حد بسیار زیادی با این مقوله موافقم. اگر مردی که من به تازگی با او آشنا شده ام شروع کند به سرودن شعرهای حماسی در مورد زیبایی هایم و اظهار کند که من عشق حقیقی گمشده او بوده ام، من احساس می کنم که با این کارها به نوعی قصد گمراه کردنم را دارد. او به اندازه کافی با خصوصیات من آشنا نیست که از من تعریف کند و عاشق من بشود.
داسـتان رابطـه و ازدواج آقـايـون جـوان با خانم های سـن بـالاتر، در جامعه ما چیز تازه ای است، اما ثابت
شده است که این روابط برای هر دو طرف میتواند ارزشمند باشد. مثل هر رابطه دیـگری که با اختلاف سن زیاد همراه اسـت، در ایـن نـوع روابـط نـیـز بـایـد احتـیاطات لازم در نظر گـرفـتـه شود. بعضی از این فاکتورها، میزان سن و بلوغ دو طـرف رابـطـه، تـوانـایی دوستان و اطرافیان این دو نفر برای پذیرش این رابطه و دیدگاه اجتماع به این نوع روابط است. هر دو طرف رابطه باید خیلی دقیق و جامع این مسائل را بررسی کنند و تصمیم خود را بر پایه ارزیابی خود از موقعیت بگیرند، نه تاثیرات خارجی.
اگر زن از نظر سنی خیلی بزرگتر باشد، مشکلات زیادی در مورد سطح بلوغ طرفین پیش خواهد آمد. زنی که در زندگی روی پای خود ایستاده است، شغل خود را انتخاب کرده و برای خود خانه و زندگی درست کرده است، نسبت به پسر جوانی که تازه در آغاز راه است و احتمالاً فرصت این را هنوز پیدا نکرده که روی پای خود بایستد، در موقعیت کاملاً متفاوتی قرار دارد. داشتن فرصت برای تجربه زندگی به صورتی که گفته شد برای زن این فرصت را ایجاد کرده است که نظرات و اعتقادات خود را شکل دهد. این مسئله حس بلوغی در زن ایجاد می کند که احتمالاً آن پسر جوان هنوز موفق به کسب آن نشده است. این تفاوت در سطح بلوغ دو طرف می تواند نقش بسیار تعیین کننده ای در رابطه داشته باشد، چون در رویکرد افراد در تفسیر و توجیه مسائل و برخورد آنها با مشکلات تاثیر گذار است. اما اگر این اختلاف سنی به صورتی باشد که با وجود بزرگتر بودن زن، فرصت برای تجربه این موقعیت ها در هر دو طرف به وجود آمده باشد، احتمالاً این رابطه با مشکل چندانی مواجه نخواهد بود. سطح بلوغ زمانی بر رابطه تاثیر می گذارد که میزان تجربه دو طرف از زندگی و درس گرفتن آنها از موقعیت های مختلف به یک اندازه نبوده باشد.
در موقعیتی که پسری جوان با زنی بزرگتر از خود رابطه برقرار می کند، دوستان و اطرافیان دو طرف می توانند بر رابطه آن دو تاثیرگذار باشند. برحسب سن مرد و زن، برابری دوستی ها می تواند مشکل ساز شود. مثلاً پسر بیست و چند ساله ای که با زنی چهل و چند ساله رابطه برقرار می کند، احتمالاً دوستانی دارد که زیاد با دوستان آن زن نمی توانند دمخور شوند. حتی اگر خود زن و مرد هم با یکدیگر و دوستانشان مشکلی نداشته باشند، دوستان آنها ممکن است با هم زمینه مشترک نداشته باشند. و مشکل زمانی پیش می آید که این زوج نتوانند به اندازه کافی با هر دو طرف وقت بگذرانند. و به خاطر مشکل داشتن این دو دسته دوست با یکدیگر مجبورند تک تک برای آنها وقت بگذارند و یک روز با دوستان مرد بیرون بروند و مهمانی بگیرند و یک روز هم با دوستان زن.
با اینکه مهمترین مسئله خود دو طرف هستند که وارد رابطه شده اند، اما در نظر گرفتن این واقعیت هم که رابطه آنها می تواند با مخالفت و نارضایتی دوستان و اطرافیان آنها مواجه شود، مهم است. البته این روزها این نوع رابطه ها طبيعي شده است، اما هنوز موضوع برای عامه مردم جا نیفتاده است. به خاطر همین این دو نفر باید پیِ مخالفت دوستان و اطرافیانشان را اول به تنشان بمالند و بعد وارد رابطه شوند.
وقتی پسری با زنی بزرگتر از خودش رابطه برقرار میکند، باید خود را برای مقاومت در برابر تفاوت سطح بلوغ و مخالفت و ناسازگاری دوستان و اطرافیانش آماده کند. اما با وجود همه این مشکلات، این نوع رابطه ها هم می تواند گهگاه به نتیجه برسد. تا زمانیکه دو طرف از همدیگر راضی باشند و در کنار هم احساس خوشبختی کنند، چیزی قادر نخواهد بود بین آنها فاصله بیندازد. اما اگر بخواهند اجازه دهند مسائل و دخالت های خارجی بر رابطه ی آنها تاثیر بگذارد، مطمئناً رابطه شان دیری نمی پاید.
آماده شدن برای ايام نوروز از هفته ها پيش شروع می شود، خانه تکانی و خريد عيد و بعد از تحويل سال ديد و بازديد ها و وقت گذراندن با خانواده و در نهايت آماده شدن برای شروع سال جديد که اميدواريم پر از برکت و موفقيت و سلامتی برای همه باشد. تمام اين مراحل به گوش خوشايند می آيند اما برگزار کردن هرکدام به نحوی که می خواهيم شايد هميشه مقدور نباشد.
اختلاف سليقه در مورد خانه تکانی و دکوراسيون منزل
علاوه بر مسئله سليقه ممکن است زوج بر سرتعويض وسايلی که نمی خواهند در سال جديد در خانه داشته باشند و يا خريدن وسايلی که در سال جديد لازم دارند هم اختلاف نظر پيدا کنند. از موارد ديگر اينکه مثلا ممکن است هر دو نفر کار کنند و نرسند طوری که ميخواهند اين کار را انجام بدهند. و يا ممکن است فشار روی يکی از طرفين بيشتر باشد و ناراحتی از اين موضوع روی رابطه زوج اثر منفی بگذارد. اين موارد با برنامه ريزی و صحبت کردن معمولا حل می شود. البته در اکثر مواقع بهرحال يک نفر بايد کوتاه بياد اما نه در حدی که حس کند حقش خورده شده و بعدا اثرش روی محبتش به همسرش بروز کند. از خودتان اول بپرسيد: آيا واقعا نظر همسرم در تصميم برای خريد چيزی با دادن تغييرات در منزل لازم است؟ چرا بايد نظر او را هم لحاظ کنم؟
کلا دو مدل تصميم گيری در رابطه روج ها وجود دارد:
۱. مدل منطقی يا شناختی:
• هر دو در تصميم گيری مشارکت می کنند،
• يکی تصميم می گيرد و ديگری مشاوره می دهد
• يکی تصميم می گيرد و ديگری بی تفاوت است
۲. مدل قدرتی:
• تصميم با کسی که قدرت اقتصادی دارد
• تصميم با کسی که قدرت کنترل رابطه جنسی را دارد
• تصميم با کسی که قدرت آشپزخانه را دارد
در شناسايی اينکه چه مدل ارتباطی داريد، می تواند در نحوه برخورد شما با اختلاف نظر طرف مقابلتان کمک کننده باشد.
مسئله مالی
مورد بعدی که ممکن است ريشه خيلی از مشاجرات زوج ها در طول تعطيلات باشد، مسئله مالی است. جروبحث بر سر مسائل مالی معمولا ابعاد گسترده ای دارد. از خريد لباسهای نو برای بچه ها گرفته تا خريد مخلفات برای عيد و پذيرايی و ترتيب دادن مسافرت و تفريحات نوروزی و غيره. اين موارد معمولا در دو حالت پيش مياد يکی اينکه زوج در مورد موقعيت مالی شان با هم هماهنگ و رو راست نيستند، مثلا آقا درآمد خانه را تحت کنترل دارد و خانم نمی داند که آيا زمانی که همسرش می گويد ندارم که فلان وسيله را تهيه کنم واقعا از نظر مالی در مضيقه است و يا صرفا برای اينکه خواست او را برآورده نکند مسئله مالی را پيش می کشد.
حالت دوم اين است که يکی از والدين، معمولا مادر، تحت تاثير احساسات می خواهد خواسته فرزندش را برآورده کند و مثلا لباسی را که بچه خواسته برای عيد او تهيه کند و والد ديگر که معمولا پدر خانواده است با توجه به اشراف به شرايط مالی خانواده نميخواهد و يا نمی تواند تن به اين خواسته بدهد. اين نوع اختلافات بر روی بچه ها هم اثر می گذارد. فرزند شما نبايد لزوما لباس گران قيمتی داشته باشد تا از نوروز و سال جديد لذت ببرد. اين نحوه ارائه آن لباس يا وسيله است که ميتواند به بچه احساس دلگرمی و شادی بدهد. در ضمن بچه ها بايد از سنين کودکی با واقعيت های زندگی آشنا بشوند. ما نمی توانيم بچه ها را در حباب، به دور از واقعيتها بزرگ کنيم. توجه نماييد که حتی اگر در چنين شرايطی قرار گرفتيد هرگز رابطه خودتان را بخاطر نفر سوم که در اين موقعيت فرزندتان است خدشه دار نکنيد و سعی کنيد مثل يک تيم عمل کنيد. برای آقايانی که فکر می کنند همسرانشان توقعات مالی دور از انتظاری دارند و به قول معروف آنها را درک نمی کنند. توصيه می کنم در اين مورد با هم صحبت کنيد، البته نه پيش از خواب و در حالت خستگی و يا عصبانيت، بلکه در حالی که داريد با هم قدم می زنيد يا چايی نوش جان می کنيد. بگوييد مثلا عيد نزديک است بيا با هم يک برنامه ريزی مالی هم بکنيم. و اين کار در هر شرايط مالی ممکن است. چون برنامه ريزی شما است که به پولتان برکت می دهد نه مقداری که در ميآوريد و يا خرج می کنيد.
وقت گذراندن با خانواده
مورد بعدی، مورد وقت گذراندن با خانواده است. در دوران تعطيلات افراد خانواده از قديم و نديم با هم به همه جا بخصوص برای ديد و بازديد های نوروزی که رسم بسيار ارزشمندی است، می رفتند. چون خانواده به عنوان يک واحد کامل در اجتماع حضور پيدا ميکند و بر ارزشهای اين نهاد بنيادی تاکيد می شود. اما امروزه داشتن اين شرايط بعضا ايده آل گرايی است. مثلا وقتی نوجوان ما برای کنکور ورودی دانشگاه آماده می شود نمی تواند چندين روز از وقتش را برای ديد و بازديد ها بگذارد هر چند ضروری و محترم هم است. يا مثلا تعداد نوجوانهايی که نمی خواهند با خانواده شان به ديد و بازديد های عيد بروند رو به افزايش است، چون نوجوان در سنی است که می خواهد استقلالش را به همه نشان بدهد و از هر طريقی که بتواند بگويد من يک واحد جدا از شما هستم و اقدام به قد برافراشتن در برابر خواست والدينش می کند.
در مواقعی که همراهی نوجوانتان با شما ضروری است حال چه بخاطر فردی که به ديدنش می رويد و يا برای حفظ هماهنگی در خانواده، اين مورد را در نظر داشته باشيد که از او بپرسيد چرا نسبت به اين فرد خاص اين حس را دارد و بعد از اينکه نشان داديد صحبت او را درک می کنيد برايش دليل خودتان را بياوريد که چرا برای شما مهم است که فرزندتان در اين ديدار حضور داشته باشد. نوجوانان تشنه احترام هستند و اينکه بدانند شما مثل يک بچه آنها را به دنبالتان نميکشيد و آنها را در حدی دانسته ايد که برايشان دليل بياوريد با شما همراهی خواهند کرد.
مسئله ديگر در مورد والدين است و يا در بين زوج های جوان. زمانی که يکی از آنها در ايام تعطيلات همچنان وظايف شغلی دارد و نمی تواند در مراسم آنطور که بايد و شايد حاضر شود و همسرش و يا خانواده را همراهی کند، اين باعث می شود که خانواده نتوانند تعطيلات را با هم بگذرانند و نسبت به خانواده های ديگر و اقوام احساس انزوا کنند، چون نمی توانند به عنوان يک خانواده به ديد و بازديدها بپردازند.
درک متقابل در اين مورد کمک شايانی می کند که هم به داشتن همسری اين چنين متعهد افتخار کنيد و هم اينکه همسرتان با رضايت بر سر کارش حاضر شود و احساس ناراحتی که از نبودن با خانواده اش در اين ايام دارد بر روی کارش اثر معکوس نگذارد. بهر حال اين کار منبع درآمدی برای خانواده شما است که رفاه بهتر شما را فراهم می کند. مطمئنا همسر شما اراده نکرده که دقيقا در تعطيلات نوروزی سر کار باشد و با همسر و خانواده اش وقت نگذراند.
ديد و بارديد ها
مورد بعدی عدم هماهنگی زوج ها در تنطيم ديد و بازديد هاست، که يکی از طرفين می خواهد آداب و رسوم را کاملا بجا بياورند و ديگری اولويت های ديگری را دارد. اين موردی است که خيلی از زوج ها بخصوص اگر تازه ازدواج کرده باشند با آن دست و پنجه نرم می کنند.
در اين مورد بايد آقايان شرايط همسرانشان را درک کنند. از نظر فرهنگی تنظيم امور اجتماعی خانواده بر دوش خانمها است و اگر خانمی تازه عروس هم باشد که اين مسئله چندين برابر می شود. بنابراين توصيه من به زوج ها اين است که ليستی از جاهايی که بايد برويد را تهيه کنيد و با همکاری خانواده هايتان طوری تنظيم کنيد که بر اساس اولويت افرادی را که بايد حتما ديدار کنيد، ببينيد و چند روز آينده را هم به خودتان و رابطه تان اختصاص دهيد. بعضی اوقات اين بحث پيش می آيد که اول خانه اقوام خانم برويم يا آقا و يا اينکه بايد حتما هرجا پدر و مادرمان رفتند ما هم برويم. شما ديگر خودتان يک خانواده مستقل هستيد و با رعايت احترام خودتان بايد تعيين کنيد که کی و به کجا می رويد.
در ضمن معمولا آقايان تصور می کنند با هر بار ديد و بازديد لطفی است که به خانمشان کرده اند در صورتی که شما يک واحد هستيد و کارهای اجتماعی که می کنيد به حساب هر دوی شما گذاشته می شود. ارتباط های تلفنی و ديداری را محدود کنيد و با هم برنامه بگذاريد (حتما نبايد مسافرت باشيد که بتوانيد چند روزی را با هم بگذرانيد). اينطوری هم توقعات اقوام از شما برآورده شده و هم از تعطيلاتتان لذت برده ايد.
برای افرادی که از خانواده شان دورند به هر دليلی مانند دانشجوها، سربازان وظيفه، و افرادی که خانواده خود را از دست داده اند و يا به هر دليلی تنها زندگی ميکنند و غيره، کمی اين دوران ممکن است سخت باشد چون اين زمان دورانی است که اکثر خانواده ها دورهم جمع می شوند. البته می شود برای اين زمان از پيش برنامه ريزی کرد، مثلا با دوست ها و آشنايان قرار گذاشت، يک کتاب انگيزه بخش را در اين دوران مطالعه کرد، فيلم ديد و یا راجع به زندگی و اهداف آينده فکر کرد و برنامه ريزی کرد.
شرايط غير قابل پيش بينی
در ضمن بعضی اوقات شرايطی پيش مياد که خارج از کنترل ماست و این روی تجربه ما از دوران اثر بگذارد. مثلا ممکن است فردی، عزيزش را از دست داده باشد و از اينکه سال نو را بدون او جشن می گيرد احساس دلتنگی کند، یا کسی مريض داشته باشد و يا ممکن است به هر دليلی در زندگی ناراحتی داشته باشد. اما چون همه خوشحالند شما هم به خودتان نهيب می زنيد که خوشحال باشيد و خود اين کار يک جور فشار مضاعف بشود.
بهترين توصيه به افراد اين است که به منابع معنوی تان تکيه کنيد. مثلا اگر مذهبی هستيد خيرات بدهيد، فاتحه بخوانيد و يا اگر مقدور هست بر سر خاک عزيزانتان برويد و با آنها خلوت کنيد. در جلسات معنوی و نيايش شرکت کنيد. اگر مريض داريد می توانيد با آنها باشيد که در اين دوران تنهايی را کمتر حس کنند و با هم به کاری بپردازيد که امکانش هست و هر دوی شما را خوشحال می کند حتی در حد تماشای يک فيلم يا قدم زدن در محوطه بيمارستان و شکر خدا بخاط اين همه نعمت که در اطرافتان هست، در بدترين شرايط هم چيزی هست که بخاطرش شکر گزار باشيد.
مطرح کردن مورد بعدی بخصوص در دنيای امروز که ازدواج های بين فرهنگی خيلی رايج شده خالی از لطف نيست. مشکلاتی که زوج ها بعد از کريسمس در کشورهای غربی دارند با بقيه ايام سال متفاوت است! در کل در کشورهای غربی تعطيلات کريسمس و سال نو مراسم متفاوتی از نوروز دارند. اکثر مواردی که به عنوان موارد اختلاف برانگيز در زمان تعطيلات اشاره شد بين فرهنگ های مختلف مشترک است. اما مسئله خوردن و نوشيدن در دوران تعطيلات مسئله ای است که در فرهنگ های غربی و شرقی کمی متفاوت است. مثلا نوشيدن مشروبات الکلی جزئی از مراسم شادی و جشن سال نو ميلادی است. اکثر زوج هايی که در کشورهای غربی بعد از اين تعطيلات برای مشاوره مراجعه می کنند بغير از مسائلی که مطرح شد، مشکل جنسی دارند که غالبا کم شدن ميل جنسی خانم ها و يا ايجاد مشکل در نعوظ آقايان است که ربط مستقيم با مصرف زياد الکل دارد.
اما در مورد کشورهايی که نوروز را جشن می گيرند، به واسطه ديد و بازديد ها افراد ممکن است دچار عوارض پرخوری بشوند و يا مثلا افرادی که از ناراحتی های مزمنی چون ديابت و فشارخون بالا رنج می برند در کنترل کردن بيماری شان دچار مشکل بشوند. چون يا در مصرف داروهايشان سهل انگاری کرده اند مثلا نتوانسته اند آنها را به موقع مصرف کنند و يا مواد غذايی را مصرف کرده اند که معمولا در رژيم خاص غذايی خود ندارند. مثلا افرادی که ديابت دارند و در هر عيد ديدنی يک چايی قند پهلو می نوشند خيلی کمکی به ديابتشان نکرده اند.
بر اثر نوسان کنترل بر روی بيماری ها فرد ممکن است دچار عوارض جنسی هم بشود مثلا ديابت کنترل نشده در خانم ها باعث کم شدن ميل جنسی و کم شدن تحريک پذيری جنسی می شود و در آقايان ممکن است باعث بروز مشکل در نعوظشان شود. در ضمنبد نيست به احساس گناه فرد بعد از تعطيلات هم اشاره شود. اينکه مثلا فردی رژيم غذايی خاصی را دنبال ميکرده و حالا آن را شکسته، اين فرد نسبت به خودش هم احساس خوبی ندارد و فکر ميکند که بی اراده بوده و به خودش سرکوفت می زند. جلوگيری از اين قضيه دست خود شماست. اينکه از قبل برنامه ريزی کنيد قرصتان را برداريد و در جيب کتی بگذاريد که می خواهيد بپوشيد و يا در کيفتان بگذاريد. و در هر ديد و بازديد هم مجبور نيستيد همه ميوه و شيرينی که به شما تعارف ميشود را ميل کنيد. می توانيد آن را برداريد و گوشه پيش دستی بگذاريد که احترام صاحب خانه را هم به جا آورده باشيد. اينها به نوعی مرور بديهيات است اما خيلی راحت می شود همين مراحل ساده را ناديده گرفت و به عواقبش دچار شد.
آيـا تصميم به ازدواج داريد؟ و يا آنكه در حـال حـاضـر متاهل مـي باشـيـد؟ شـمـا قادر به بـنيان نـهادن يك ازدواج موفق و پايدار خواهيد بود. من بر اساس تجربيات پيشـيـن خـود مي دانـم كـه پـايدار نگاه داشتن يك ازدواج موفق مستلزم تـلاش و كـوشـش مسـتمـر است. بايد متوجه باشـيـد كـه مفهوم ازدواج چيزي فراتـر از يـك پـيـمان قـانـوني و مشروع ميباشد كه به واسطه آن به زن و مرد اجازه ميدهد عنوان زن وشوهر در كنار يكديگر زندگي كنند.
اهميت مشاوره پيش از ازدواج
مـشاوره پيش از ازدواج را شديدا به شما توصيه ميكـنـم. شــانس ايجاد يك ازدواج موفق هنگامي كه زن وشوهر قادر باشند با يكديگر در رابطه با مـسائـل ذيـل گـفـتـگو كـرده و بـه يـك تـفـاهـم رضايت بخش و دو سويه در عرصه زندگي مشترك دست يابند، افزايش مي يابد:
1- عقايد و رسوم مذهبي و معنوي.
2- روابط جنسي ( نگرشها و علايق جنسي )
3- ماديات ( اهميت آن، نحوه خريد و تدابير سرمايه گزاري)
4- بهداشت فردي و انتظارات و نگرشها نسبت به تناسب اندام.
5- مديريت خانواده ( وظايف ومسئوليت ها )
6- پرورش و تربيت فرزندان و تعداد آنها.
7- ورزش ها، سرگرمي ها، فعاليت هاي تفريحي و نحوه گذراندن تعطيلات.
8- ديد و بازديد از خوشاوندان خود و همسرتان.
9- تعهدات اجتماعي.
10- اهداف و آرزوهاي فردي.
اينكه از پيشينه خانواده هـمسـرتـان آگـاهـي يـابـيـد بـسيـار ضـروري مـي بـاشـد. چـون شـخـصـيـت كنوني شما تا حد زيادي برگرفته شده و حاصل همان تجاربي است كـه در شرايط و محيط يك خانواده خاص كسب كرده ايد. خـانـواده پـيـونـد دهنده فرد بـا گـذشته مـي باشد. مـا شـديـدا مـتـاثر نگرشها، رفتار و كنشهاي خانواده اي هسـتـيـم كـه در آن پرورش يافته ايم. بله درست است شما تنها با يك فرد نيست كه وصلت ميـكنيد بلكه با طرز تربيت خانوادگي وي نيز تا آخر عمرتان سر و كار خواهيد داشت.
مفهوم تعهد در ازدواج
ازدواج خوب و مـوفـقـيـت آمـيـز وجـود دارد امـا ازدواج بـي عيب و نقص و تمام عيار ميسر نميباشد. هر ازدواج موفق و پايدار شامل متعهد گشتن بي قيد و شـرط نـسـبـت بـه يك فرد نا كامل است. اين انتظار كه همسرتان كامـل و فـاقـد هـر گـونه عيبي باشد واهي و نا معقولانه مي باشد. امروزه كه جدايي ها و طلاق هاي شـتابـزده در كوچكترين نشانه اختلاف و مشكلات زندگي اتفاق مي افتند مهم است كه از خودتان سوال كنيد كه تعهد شما نسبت به ازدواج چيست؟ تـعـهد بـه ازدواج بـه مـفهـوم آن اسـت كه زن و شوهر به يكديگر چنين گفته باشند: " مـا نسبت به زنـدگي مـشـتـركـمان بـي اعتنا و بي اهميت نيستيم. ما ازدواجمان را بر پايه عشق، احترام، شرافت و عـلاقـه دو سـويه و خالصانه با يكديگر آغاز كرده ايم. ما اعتقاد داشتيم و داريم كه به يكديگر وفادار بمانيم، صـادق بـوده و دروغ نـگويـيـم و بـه يكديگر اعتماد داشته باشيم. چـه در حـضـور يـكديـگر چـه در غياب يكديگر ". رعايت نكات زير سبب تحكيم تعهد به زندگي مشترك ميگردد:
* سازگاري معنوي
* سازگاري شخصيتي
* خود شناسي آگاهانه
* توانايي در ارتباط برقرار كردن با يكديگر (بياموزيم كه چگونه بحـرفهاي همسرمان گوش دهيم و پرسشهاي وي را واضح، مشخص، بـدون پـيش داوري و بدون كينه ورزي و انتقام جويي پاسخ گوييم.)
* علاقه دو سويه بيكديگر
خصايص اثر بخش
1- افرادي كه در ازدواجشـان يـك نـظام ارزشـي مـقـتـدر را بكار مي بندند، بسيار زياد در مـحقق گشتن يك ازدواج و ارتباط موفق و صحيح به آنها كمك خواهد كرد. نـظـام ارزشي كه دربـرگيـرنـده صـفـات و خـصـوصـيات: صـداقت، راستي، همـبستگي، اعتماد، احترام، عشق، گذشت، تفاهم و وفاداري به يكديگر مـي باشد. ازدواجي كه در آن زن و شـوهـر داراي انـتـظارات متـضاد و خـواسـته هـاي غير قابل انعطاف مي باشند، شـانـسـي براي موفقيت وجود نخواهد داشت.
2- مشـاجـرات و اخـتـلافـات را بـه شيوه سازنده و ثمر بخش حل و فصل كنيد. كه شامل تمركز بـر دغدغه هاي هر دو فرد و يافتن گزينه ها و راههايي مي باشـد كـه هـر دو طـرف منتفع گشته و به خواسته هايش دست يابد. تـقـريـبـا در هـر اخـتـلاف يـك نفر احساس مي كند كه مورد بي مهري، بي احترامي و بي توجهي قرار گرفته است. در ازدواج نبايد ايـن چـنـين باشد كه همواره يك فرد برنده و فرد ديگر بازنده گردد. چـون آن ديـگر مـذاكـره نبوده بلكه تحكم و سلطه گري مي باشد.
3- دوام ارتـباط زناشويي هنگامي كه زن و شـوهر زمـان و مـيـدان بـيـشتـري در اخـتـيـار يكديگر قرار ميدهند تا اندكي آزاد باشند، افزايش مي يابد.
4- فراتر از هر چيز آنكه ايمان داشته باشيد. ازدواج ميتواند تجربه اي سودمند براي شما باشد. با كمي همت و تلاش ازدواج شما موفقيت آميز خواهد بود.
شناخت صحيح و درک زن ها
به گفته ي روان شناسان، اغلب مردها باورهاي نادرستي در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاري هاي آنان را شامل مي شود. اين باورهاي غلط ناشي از عدم شناخت صحيح و عدم درک روحيه ي لطيف زن هاست و آن ها را براي شناخت بيش تر آقايان از همسرانشان بيان مي کنيم:
هفت باور نادرست مردها درباره ي زن ها
1- زن ها سيري نا پذيرند
2- حفظ و نگهداري آن ها مشکل است
3- زن ها مي خواهند مردها را کنترل کنند
4- زن ها حسود هستند
5- زن ها زياده از حد احساساتي هستند
6- زن هايي که قوي و توانا هستند، نيازي به مراقبت ندارند
7- زن ها آزادي مرد را مختل مي کنند
باور غلط: زنها سيري ناپذيرند
مردها،تمايل و گرايش هميشگي زن مبني بر بهبود و اصلاح کارها را با پر توقع بودن و سيري ناپذيري مزمن او اشتباه گرفته اند. اين طبيعت زن است که به فکر بهبود، اصلاح و ارتقاء همه چيز است.
زنها- دست کم بيش تر آنها- بسيار کم توقع اند و مي توان به راحتي با کوچک ترين چيزها خوشحالشان کرد. با يک لبخند، اظهار محبت و دلتنگي در آغوش گرفتن و ... خواهيد ديد چطور از شادي لبريز خواهند گشت.
باور غلط: حفظ و نگهداري زن ها مشکل است
واقعيت اين است که حفظ و نگهداري روابط صميمي مشکل است. زن ها مي خواهند رابطه شان سالم و صميمي باشد و بدين جهت ازمردها توقع دارند براي اين منظور وقت بگذارند و بر روي صميميت رابطه تلاش کنند.
زنها استانداردهاي بالايي براي روابط صميمي خود دارند، نه از آن رو که ايرادگير و پرتوقع هستند، بلکه از آن جهت که عميقاً متعهد و پايبند بوده و مي خواهند که موفق باشند.
باور غلط: زن ها مي خواهند مردها را کنترل کنند
مردها تلاش زن را براي سازمان دهي، برنامه ريزي و حل مشکلات مي بينند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشي از جانب زن براي کنترل مرد و بهره کشي از آن تعبير مي کنند.
واقعيت اين است که زنها مي خواهند کمک کنند، ايفاي نقش کنند، بهبود بخشند، ارتقاء دهند و به حساب آورده شوند.
يکي از رايج ترين شکايت هاي زن ها از مرد زندگي شان آن است که بيش تر مردها، در فرآيند تصميم گيري خود، زن ها را دخالت نمي دهند. از آن جا که زن ها از اين احساس بيزارند، پس تلاش مي کنند تا خود را به نحوي در جريانات زندگي همسرشان وارد کنند. بدين معنا که سوال مي پرسند و راه حل ارايه مي دهند. مرد، علاقه و کمک همسرش را به معناي تلاش براي مداخله و سلطه جويي معنا مي کند.
باور غلط: زن ها حسود هستند
واقعيت اين است که زن ها محافظ و نگهبان روابط صميمي و نزديک خود هستند و مي خواهند از رابطه ي خود با مردي که دوستش دارند محافظت کنند. نه از آن جهت که به همسر خود اعتماد ندارند، بلکه از آن رو که او را دوست دارند. به طور غريزي و فطري، زنان از هر چه برايشان ارزشمند باشد، مراقبت مي کنند.
باور غلط: زن ها زيادي احساساتي هستند
يکي از زيباترين ويژگي هاي زنها اين است که قابليت اين را دارند که حس کنند و احساس داشته باشند و اين احساسات را نشان دهند و ابراز کنند و اين موهبتي بس گران بهاست. اما باور غلط اين است که نشان دادن احساسات ،کيفيتي ضعيف تر و ناخواستني تر از پنهان کردن احساسات مي باشد. اين همان پيامي است که اغلب مردها در کودکي وهنگامي که پسربچه اي بودند دريافت کرده اند. اين که گريه نکردن، بهتر از گريه کردن است. خشن و قوي بودن، بهتر از ترسو بودن است. مستقل بودن بهتر از نيازمند بودن است.
بنابراين مردها، اغلب احساسات طبيعي زن ها را به غلط ،ضعف نفس تلقي مي کنند و توانايي آنها را در حس کردن و احساس داشتن را به زياده روي احساسي تعبير مي کنند.
مردها معمولاً زن را متهم مي کنند که زياده از حد احساساتي هستند. به اين دليل که مسئوليت گفتار يا رفتار نامهربانانه و احياناً خشونت آميز خود را نپذيرند.
بيشتر زن ها زيادي احساساتي نيستند، بلکه فقط احساساتي هستند! مردها هم همينطور. اما نمي توانند به راحتي احساسات خود را نشان دهند يا ابراز کنند. حقيقت آن است که مردها به همين دليل زن ها را بسيار دوست دارند، همين حساس بودن، احساساتي بودن و توانايي حس کردن زن، دليل آن است، زيرا همين احساساتي بودن زنهاست که به آنها امکان مي دهد به مردها محبت بورزند و چنين احساسات خوبي را در آنها توليد کنند.
باور غلط: زن هاي قوي نيازي به توجه و مراقبت ندارند
اشتباهي که مردان مرتکب مي شوند اين است که قدرت و توانايي را با خودکفايي اشتباه مي گيرند. صرف اين که زني قوي و با اعتماد به نفس است به اين معنا نيست که هيچ گونه نيازي ندارد و اصلاً به اين معنا نيست که به شخص توانمند و نيرومند ديگري نياز ندارد و اين گونه نيست که هرگز خسته، ترسيده، وحشت زده و بي رمق نمي شوند.
واقعيت اين است که اگر زني به تنهايي هم قادر به انجام تمام کارها باشد، باز دوست دارد قدرت، توان، حمايت و مراقبت مردش را حس کند. هر قدر هم زني قوي و مستقل باشد، همچنان نياز دارد که احساس کند به طرق مختلف از او مراقبت مي شود.
باور غلط: زن ها آزادي مرد را مختل مي کنند
مردها اغلب به اشتباه، درخواست هاي طبيعي و منطقي زن ها را مبني بر شرکت در رابطه، با تلاش زن براي سلب آزادي مرد اشتباه مي گيرند. زن ها دوست دارند روابطي متعهدانه و صميمانه ايجاد کنند.
هر کسي به مجرد اين که به رابطه اي وارد مي شود، مقاديري از آزادي هاي شخصي خود را از دست مي دهد. چرا که از حالا به بعد شخصي که با او رابطه برقرار کرده ايد، به آنچه مي گوييد يا رفتار مي کنيد، واکنش نشان خواهد داد.
آزادي واقعي به اين معنا نيست که چه کارهايي مي توانيد بکنيد و چه کارهايي نمي توانيد بکنيد. بلکه به معناي آزادي در محبت ورزيدن آن هم بدون ترس و دريافت کردن بدون مقاومت و دادن و بخشيدن بي دريغ مي باشد.
زن ها هرگز سعي ندارند چيزي را از مرد سلب کنند. برعکس آنها مي خواهند محبت، فداکاري، از خودگذشتگي، تعهد، پايبندي و وفاداري خودشان را به مرد هديه کنند. تمام تلاش هاي يک زن براي ايجاد رابطه با همسرش و صميمي بودن و حل مشکلات است نه براي سلب آزادي از مرد
به گزارش سلامت نیوز به نقل ازمهر، کارشناسان معتقدند که رابطه دوستانه و صمیمانه یک شبه به وجود نمی آید و باید در این راه با آگاهی و تمرین به موفقیت رسید اما شدنی است.
یکی از نکات مهم در این میان این است که او را همانگونه که هست بپذیرید و مرتب در پی تغییر یا کنترل وی نباشید.
مرتب به او نگویید چه بکند و چه نکند. زیرا به این طریق هرگز رابطه ای دوستانه نخواهید داشت. بلکه تبدیل به رئیس و مرئوس خواهید شد و هیچ کس نمی خواهد در خانواده در چنین رابطه ای بماند پس نهایتا این رابطه به شکست می انجامد.
هرگز نمی توانید در کنار همسرتان باشید اگر همواره از بالا به او نگاه کنید، بلکه بهتر است او را به خاطر ویژگیهای منحصر به فردی که دارد، ستایش کرده و به او احترام بگذارید.
حتما با ما موافق هستید که پروردگار هر انسانی را با ویژگیهای خاصی آفریده پس نخواهید خود را با همسرتان مقایسه کرده و به جزییات متفاوت و بعضا مخالف همدیگر تاکید کنید.
به یاد داشته باشید که زندگی یک رقابت نیست که بین شما و همسرتان یکی بتواند با سرعت بیشتر به پایان مسابقه رسیده و پیروز شود. بلکه این مهم است که بتوانید در کنار یکدیگر حرکت کرده و از توانایی ها و قابلیت های هر کدام لذت ببرید.
اگر خواهان مهر و محبت در زندگی هستید به همسرتان محبت کنید و در حد توان آنچه را او می پسندد رعایت نمایید. مطمئن باشید که چنانچه شما قلبا به همسرتان محبت کنید، روح او نیز محبت شما را به شما بازخواهد گرداند
قبل از ازدواج رؤیاهای زیبایی در باره زندگی شاد زناشویی در سر داشتم. شش ماه بعد از ازدواج، هم من و هم همسرم بیشتر از هر زمان دیگر احساس بدبختی می کردیم. در ابتدای ازدواج من در این فکر بودم که همسرم برای من چه کارهایی خواهد کرد. من گمان می کردم که روشهایی برای یک زندگی موفق زناشوئی بلد بودم، فقط کافی بود که او به حرفهای من گوش کند. اما مسأله این بود که او گوش نمی کرد.
ما تا مدتها درگیر مشکلات مختلف بودیم. در واقع چند سال طول کشید تا اینکه من پی بردم که شخصا" بوجود آورنده بخشی از آن مشکلات هستم. با دعا از خداوند خواستم که به من نشان دهد که چگونه می توان یک شوهر خوب مسیحی بود.
و چندین سال دیگر طول کشید تا اینکه به شش نکته زیر رسیدم:
1. همسر خود را به عنوان یک شریک ببینید، نه مثل جامی که در مسابقه عشق برنده شده اید و آنرا در ویترین کنار جامهای دیگر به نمایش گذاشته اید. او شخصی است که با شما رابطه ای مشترک دارد. شما نباید برای ارضای خواسته های خودتان سعی کنید به او تسلط پیدا کنید، بلکه باید هر دو مشترکا" اراده خداوند را در زندگیتان به اجرا در آورید.
2. با همسر خود حرف بزنید. رابطه برقرار کردن اساس مشارکت در زندگی زناشوئی است. آرزوی قلبی اکثر زنها این است که شوهر خود را خوب بشناسند. وقتی شوهر از احساسات، افکار و خواسته های خود حرف می زند، زن احساس می کند که اجازه یافته وارد زندگی همسرش شود.
اگر شوهر برای مدت طولانی از احساسات و افکار خود با همسرش حرف نزند، زن احساس تنهایی و طرد شدگی می کند.
3. به همسر خود اولویت بدهید. بسیاری از مردها به کار خود بیشتر از هر چیزی اهمیت می دهند. در جامعه امروزی شغل مردها نقش مهمی در تعیین موقعیت اجتماعی آنها دارد. این مسئله لزوما" در زندگی زناشوئی مشکل آفرین نیست، مگر اینکه کل زندگی مرد در کنترل شغلش در بیاید.
خانمی از شوهرش گلایه می کرد که: " او با شغلش ازدواج کرده، اگر وقتی باقی بماند گیر من می آید."
ما از مسیح پیروی می کنیم. او سر کلیساست، پس کلیسا برای او اولویت اول را دارد. مسیح نیازهای کلیسا را می داند و آنها را برطرف می کند تا کلیسا را " مقدس و بی عیب" (افسسیان27:5) به حضور خدای پدر بیاورد.
همه ما اولویتهایی برای زندگی خود داریم. کارهای روزمره ما هم وابسته به همین اولویت ها هستند. اولویتهای شما کدام هستند؟ برای پیدا کردنش به سؤالهای زیر پاسخ بدهید:
" من وقت خود را چگونه میگذرانم؟"
" من پولم را چگونه مصرف می کنم؟"
" نیرو و توان خود را در چه راهی به کار می برم؟"
4. همسر خود را بی قید و شرط محبت کنید. پولس رسول می گوید، خداوند محبت خود را به ما اینطور نشان داد که " هنگامی که ما گناهکار بودیم مسیح در راه ما مرد"(رومیان8:5) این محبت خدا محبت بی قید و شرط است.
محبت بی قید و شرط به همسرمان یعنی جستجو کنیم که چه چیزهایی همسرمان را خوشحال می کند و چه چیزهایی برای او خوب است و بدون انتظار تلافی یا تشکر آنها را انجام بدهیم.
مردم امروزه بیشتر به زندگی قراردادی عادت کرده اند. " من تو را دوست دارم به شرطی که تو هم مرا دوست داشته باشی". عمده تلاش ما برای برآورده کردن خواسته های فردیمان است.
اما کسی که محبت بی قید و شرط دارد، برای برآورده کردن خواسته های دیگری تلاش می کند.
5. لزوم کشف و برآورده کردن نیازهای همسرتان. خیلی از شوهرها نمی دانند که نیازهای زنشان چیست. در نتیجه به طور ناخود آگاه هیچ تلاشی هم برای برطرف کردن آنها از خود نشان نمی دهند.
بعضی از آقایان فکر می کنند که با کار کردن و آوردن پول به خانه، تعهدات زناشوئی خود را کاملا" انجام داده اند. اما باید دانست که نیاز روحی زن به عشق و محبت، توجه، امنیت، مهربانی و تشویق به اندازه نیاز جسم به خوراک اهمیت دارد.
6. ارزشهای روحانی و معنوی خود را معین کنید. منظور از ارزشهای معنوی عبارت است از مجموعه ای از اعتقادات ما در باره چیزهای درست و غلط. ارزشهای روحانی هم مجموعه ای از اعتقادات ماست در باره حقایقی که در ماورای جهان مادی وجود دارند.
ما مسیحیان هر دوی ارزشهای روحانی و معنوی خود را از کتاب مقدس می آموزیم. اگر یک شوهر روش زندگی خود را به معیارهای روحانی و معنوی کتاب مقدس نزدیک تر کند، بیشتر مورد احترام همسر خود واقع می شود. و هر چه تفاوت بین ادعاها و گفته های او با رفتارش بیشتر باشد، باید منتظر بی احترامی های بیشتری هم باشد.
با پشتکار سعی کنید که شخصیتی معتبر و قابل اعتماد داشته باشید. پولس رسول در رساله به فیلیپیان9:4 می گوید:
" پس اقتدا به من نمائید، چنانکه من نیز به مسیح می نمایم."
برای مردها دعا می کنم که همه آنها بتوانند صادقانه جملات بالا را به همسر و فرزندان خود اعلام کنند.
ترجمه, و گردآوری از سیروس
هر یک از آنها به گوشه خلوت خود پناه می برد و از درون احساس تنهایی می کرد، اما متاسفانه شیوه های ارتباطی آنها ضعیف بود و به هیچ وجه قادر نبودند که احساسات معنوی خود را به یکدیگر انتقال دهند. می توان گفت که آنها اصطلاحاً درگیر یک "جنگ سرد" شده بودند و هر یک از طرفین منتظر بود تا طرف دیگر اولین حرکت را انجام دهد و یخ های موجود را بشکند.
همه ما آزادی را دوست داریم و دوست نداریم از کسی اطاعت کنیم
اما «احترامگذاشتن، مداراکردن و توجهکردن» به خواستههای پدر و مادر همسرمان، «اطاعتکردن» و «بردگی» نیست.
روانشناسان معتقدند اگر مادرزن و داماد و مادر شوهر و عروس به رفتارهایی که حساسیت طرف مقابل را بر میانگیزد آگاه باشند و برای لحظاتی که در کنار هم هستند این رفتارها را انجام ندهند، بسیاری از مشکلات برطرف میشود.
«برای مهمانی شام شب جمعه، از یک هفته قبل برنامهریزی کردم و تمام کارهایم را یک روز جلوتر تمام کردم. خوشحال بودم که خانواده خودم و همسرم مهمان ما هستند. نهایت تلاشم را کردم تا پدر و مادرم به داشتن فرزندی مثل من افتخار کنند و پدر و مادر همسرم هم در خانه فرزندشان احساس آرامش و شادی بکنند اما همه چیز به خاطر یک حرف و حرکت ناخواسته به هم ریخت. نمیدانم تقصیر من بود یا خانواده همسرم. هنوز هم نفهمیدهام توقع آنها از من بالاست یا رفتار من با آنها صحيح نيست...»
روانشناسان خساست را یک نوع مشکل «روانی» میدانند چون معتقدند افراد مبتلا به این اختلال روحی- روانی در همه رفتارهایشان دچار خست و امساک هستند؛ حتی در ابراز احساسات و نشاندادن محبتشان به همسر، فرزندان و اقوام نزدیک.
در این شماره، تلاش کردیم تا با خساست بهعنوان یک مشکل روحی- روانی و تاثیر آن بر روابط زوجها و شیوه رفتار با همسر مبتلا به این اختلال روحی - روانی آشنا شویم.
به طوري كه پس از آن، زن و مرد از نظر روحي - رواني، اجتماعي، اقتصادي و... رفتارهاي متعادلتري از خود نشان ميدهند؛ البته به شرط آنكه شريك زندگيشان را به درستي انتخاب كنند.
پس از ازدواج، نهتنها بسياري از مشكلات روحي – رواني ناشي از حس خلأ يا تنهابودن برطرف ميشود بلكه با تعريف حد و مرزهاي جديد فردي و اجتماعي، رفتارهاي فردي و اجتماعي زن و مرد نيز تعديل ميشود؛ بنابراين با يك ازدواج موفق، هم بسياري از تنشهاي روحي – رواني برطرف ميشود، وهم زن و مرد به پختگي و شكوفايي لازم هم ميرسند. زماني كه مجرد هستيم، باور اينكه كسي را براي ادامه مسير زندگي انتخاب كنيم و در كنار او باشيم هرچند دور از ذهن و عجيب نيست اما كمي باورنكردني است؛ باورنكردني به اين دليل كه نميدانيم چه كسي، چه زماني و با چه خصوصيات و مشخصاتي قرار است رفيق راه ما شود. اما فكر ميكنم اگر فرصتها را از دست ندهيم و كمي دقت كنيم كه چه كسي را در چه زماني و با چه خصوصيات اخلاقي و شخصيتي انتخاب ميكنيم، اين انتخاب و ادامه مسير زندگي با اين سفر ايدئال چندان سخت و باورنكردني نباشد. بنابراين ازدواج با همه سختيهايش حتما فوايد مثبتي هم دارد كه همه، روزي آن را تجربه ميكنيم.
21 آذرماه – برابر با اول ذيالحجه – سالروز ازدواج فاطمه زهرا(س) و حضرت علي(ع) است؛ بهانهاي كه باعث شد نگاهي به اثرات مثبت ازدواج داشته باشيم.
|
|