غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟
طرف مي گه : نه
از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟
اون يکي هم مي گه نه
بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن !
يارو به يه دختر ميگه اسمت چيه؟
دختره بهش ميگه "شراره" ولي بچه ها صدام ميکنن شراب ناب
يارو ميخواد يعني کلاس بذاره ميگه اسمه منم علي اصغره بچه ها صدام ميکنن عرق سگ
به تو ديگر نتوان کرد سلام به تو ديگر نتوان بست اميد به تو ديگر نتوان انديشيد که تو ديگر گل ناز همه اي.
يه روز يه غضنفر يه 20 تومني پيدا ميکنه که وسطش سوراخ بوده .. ترکه ميگه : اي بابا ، اينم از شانس من وسطش گوشه نداره
اي کساني که مخفيانه چت مي کنيد و لامپ آيدي خود را خاموش مي کنيد بدانيد که روزي رسوا خواهيد شد .آيه ي 165 سوره ياهو
اين چهار چيز را در زندگيت نشکن: اعتماد، قول، رابطه و قلب زيرا وقتى اينها مىشکنند صدا ندارند ولى درد بسيارى دارند ...
پدرم می گفت عاشقی یك شب است و پشیمانی هزار شب حالا هزار شب پشیمانم ;كه چرا یك شب
عاشق نبودم.
غضنفر توي آتيش سوزي ميميره پزشكان اعلام مي كنن %10 سوختگي ، %90 كوفتگي !!! ميرن تحقيق مي كنن مي بينن دوستاش آتيشو با بيل خاموش كردن !!!
اه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد ولي باران نمي داند که من دريايي از دردم به ظاهر گر چه مي خندم ولي اندر سکوتي تلخ مي گريم
اي نشسته در خيال من فراموشم مکن با فراموشي و تنهايي هم آغوشم مکن زندگاني مي کنم چون شعله با خود سوختن زنده ام با سوز و ساز خويش خاموشم مکن
يادمان باشد زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست زنگ بعد حساب داريم
دو تا سوسک پولدارازدواج می کنند. ماه عسل میرن توالت فرنگی!
عزراییل میاد سراغ حیف نون. حیف نون خودش را می زنه به مردن!
از دختره می پرسن شوهر چند حرف داره؟ میگه اگه پیدا بشه حرف نداره!
غضنفر تو خواب می بینه به یه فقیر 1000 تومان داده. بلند می شه می گه: عجب کابوسی بود!
|
+|
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 11:20  توسط مجید
|